مخملک
قربونت برم نفس طلا که مریض شدی. زندگی من....دخترم از شنبه نهم عید شما حالت های سرماخوردگی پیدا کردی. تب زیاد و سرفه های شدید... دو روز اول خیلی جدی نگرفتم و گفتم با داروهای گیاهی خوب میشی. بردمت عطاری یه عرق و یه قطره و یه پودر مخصوص بهت داد.. گفت خیلی کم خونی داری برای کم خونیت هم آب زرشک و آب آلبالو و شیره ی انگور داد.. برای یبوستت هم بهش گفتم که یه معجون داد... داروهای سرماخوردگیت که دادم سرفه هات کمتر شده بود.. فعلا داروی یبوست و کم خونی رو شروع نکردم... حس میکردم خارش داری و دور گردنت هم چند تا دونه های قرمز زده بود. تبت هم به هیچ طریقی پایین نمیومد... د...





